عشــق يعنــي دست هايم مال توست
چشـــم هاي خســـته ام دنبال توست
عشــق يعنــي مــــا گــــرفــتار همــيم
دوســـــــتدار هـــــم طـــرفدار همــــيم
هر چه مي خواهد دلش ، آن مـي كند
مــــي كُــــشد ما را و كـتمان مــي كند
عشـــــــق غـير از تاولـي پر درد نيست
هــر كـــــس اين تاول ندارد مرد نيست

من عمه ی یه نینیه ناز مهربون با نمک ملوس خوشگل شدم
اینم عکس نازش 
دوست دارم پریماه نازنینم 
|
|
![]() |
![]() |
بعد از اين
هم آشيانت
هر كه است ، باش با او
ياد تو ما را بس است !!!
.


كاش مي شد
من از اين دايره پرواز كنم
مثل آن شبنم يخ بسته ي گل هاي سپيد
در تو تبخير شوم ... 
.
مطمئن نيستم
اما
انگار گم شده است
چيزي كه هنوز ماهيتش را نمي دانم
شايد شعريست كه هنوز نسروده ام
شايد دسته گل سرخيست
- مثل هميشه -
فراموش كرده ام از گل فروشي بگيرم
چيزي كه جايش پيدا نيست
شايد خيلي وقت پيش مرده ؟
شايد هم هنوز به دنيا نيامده ؟
هر چه كه هست
مطمئنا خيلي نزديك است
نزديكتر از صداي نبضم
ولي
نه بويي دارد و نه صدايي !
نكند كه فرياديست
كه از مدتها پيش
در گلويم خشكيده
نكند گرد و غباريست
كه سالها ست روي پنجره ي عمرم نشسته
نكند ...
صبر كن ...
يافتم ، يافتم
جاي خالي توست كه در آغوشم جا مانده
.

تو مرا مي فهمي
من تو را مي خواهم
و ، همين
ساده ترين قصه ي يك انسان است
تو مرا مي خواني
من تو را ناب ترين شعر زمان مي دانم
و تو هم مي داني
تا ابد در دل من مي ماني
.
سلام بهترينم
مي خواستم يه عكس خيــــلي قشـــنگ پيدا كنم و بذارم تو وبلاگ
ولي ديدم در و ديوار وبلاگم پر از عكس شــــده ، مــــي خواســـــتم
يه شعر بنويسم كه خيلي قشنگ باشه ، كه همه ي احســاساتم
رو بيان كنه ، ولي براي كسـي كه تو چشـمام همـه ي احساساتم
رو خونده چه شعري مـي تونم پيدا كنم ؟! با تو ديگه هيچ غصـه اي
بـــراي خــــوردن نــدارم ، هيـــــچ دليلــي بـراي ناراحتـــي نمــــونده
حــــــــــالا كه دوبــــــاره براي يه مدت از هــم دور افتاديــم يه بهـانه
بـــــراي دلتنگــــــي پيـــــــدا كردم ، يه بـــــــهانه بـــراي نوشـــــــتن .
دوســــتت دارم عزيــــــزم . فاصله ها رو زود پــــر مــي كنم تا دوباره
بدون هـــيچ حرف و صحبتــي احساسـاتم رو از تو چشمام بخوني .
.
![]() |
اگر چه دیر ولی ...
تولدت تولدت تولدت مبارک
.
آنکه چشمان تو را این همه زیبا می کرد
کاش از روز ازل فکر دل ما می کرد
یا نمی داد به تو این همه زیبایی را
یا مرا در غم عشق تو شکیبا می کرد
.
![]() |
![]() |
پیوند جاودان قلب من و تو را
پیوند جاودان مهریست در نهان
پیوند جاودانه ی ما ناگسسته باد
تا آخرین دم از نفس واپسین من
این عهد بسته باد
.
عیدت مبارک عزیزم ![]()
![]()
پر از هراس و امیدم که هیچ حادثه ای
شبیه آمدن عشق ناگهانی نیست
.
رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن
ابتدای یک پریشانی است حرفش را نزن
دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا
دل شکستن کار آسانی است حرفش را نزن
![]() |

هر لحظه با من باش در روح من جـــــــــــاری
تکـــــرار شـــــو در من در خواب و بیــــــداری
گهــــواره ی مهــتاب شــب خواب مــی بینه
که از چشــــــــــــای تو انگــــور مــی چــینه
هــــــــــر ماجــــرا شیرین ، هر روز رویـــایی
بـــــــی تو همه کابوس ، کــــابوس تنهـــایی
هـــــــــر لحـــظه با مــن باش در انــزوای من
تا آخر قصه ، تو ماجرای من ، تو ماجرای من
تکـــــرار شـــــو شاید ما ســـهم هم باشیم
شــــــاید به جـــرم عشـــق ما متهم باشیم
تا در حضــــــــــــور تو آشـــــــفته ی خویشم
در ســـــفره ی عشــقت ، درویش ِ درویشم
در بــاد مــــــــــی لغزد گهــــــواره ی مـهتاب
در بـــــزم خورشـــــیدی این سـفره را دریاب
انــــــگور مهـــــمان کن در بزم نان و عشــق
هـــــــــر لحظه با من باش تا انتهای عشـــق
.
همرنگ بوســه های تو مهتــــــابم آرزوست
چون بــــاده ی لب تو ، مـــی ِ نابم آرزوست
ای پـــرده پــــرده ی توام باغ هــــای ســـبز
در زیر ســـایه ی مژه ات ، خوابـــم آرزوست
دور از نگــــــاه گرم تو بــــی تاب گشـــته ام
بر مـــــــن نگاه کن ، که تـب و تابم آرزوست
تا گــــــــردن سپید تـــــو گرداب راز هــاست
سرگشتگـی به سینه ی گردابـــم آرزوست
تا وارهم ز ِ وحشـــــت ِ شبهــــــا ی انتظـار
چون خنده ی تو ، مهر ِ جهانتابم آرزوست ...
.

دست مــــــــــرا بگیر که بـــــــاغ نگـــــــاه تو
چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود
من جـــــاودانی ام ، که پرستوی بوســه ات
بــــــر روی من دری ز بهشـــت خدا گشود !
امـــــــــا چه می کنی !!! دل را ،
که در بهشــــت خـــدا هم غریب بود ... ؟!
.

![]()
